به عبارت دیگر بعد از هفت سال جنگ هیچیک از طرفها به پیروزی تعیینکننده نرسیده بودند. حوثیها همچنان کنترل صنعا و بخش بزرگی از شمال پرجمعیت یمن را حفظ کرده بودند و از سوی دیگر، ائتلاف به رهبری عربستان نیز نتوانسته بود خدشهای به قدرت نظامی حوثیها وارد کند؛ بنابراین هزینه ادامه جنگ برای هر دو طرف بالا رفته بود، بدون اینکه چشمانداز روشنی برای پیروزی وجود داشته باشد. آتشبس در چنین شرایطی شکل گرفت. حالا بعد از چند سال آرامش نسبی، وضعیت شکنندهای در یمن ایجاد شده و این بار نمیتوان شعلهور شدن درگیریها را صرفاً با منطق نبردهای گذشته توضیح داد. آنچه در یمن جریان دارد، در پیوند با تحولات بزرگتر خاورمیانه معنا پیدا میکند؛ جایی که تنگه هرمز، دریای سرخ و بابالمندب بیش از گذشته به حلقههای یک زنجیره امنیتی و اقتصادی تبدیل شدهاند. اگر توقف نسبی درگیریها برای طرفین ماجرا کمهزینهتر از ادامه جنگ بود، اکنون نشانههایی از تغییر این محاسبه دیده میشود. آنچه که در این میان جالب توجه است، انتشار تصاویری از دو سوی ماجرا برای ساخت روایت مورد نظرشان است. عربستانیها با نشان دادن چند جوان یمنی مدعی شدهاند که توانستهاند ضربات سنگینی به انصارا... وارد کنند و عدهای هم در فضای مجازی همان را بازنشر میکنند و در مقابل، انصارا... تصاویری از ماشینآلات منهدم شده، تانکها و نفربرهای سوخته عربستان و گروههای همسو منتشر کردهاند که بیهیچ کلامی نشان دهنده قدرت واکنش حوثیها به هر حملهای است. ضمن اینکه در خبرها از حملات گسترده و موثر حوثیها به مراکز صنعتی و نفتی عربستان گزارشهایی منتشر شده است.
گلوگاه در مشت!
اهمیت تحولات اخیر فراتر از جغرافیای یمن است و تنگه بابالمندب که در کنترل حوثیها قرار دارد، اهمیت مضاعفی پیدا کرده است. برخی شرکتهای انتقال نفت عربستان حاضر شدهاند با پرداخت هزینه سنگین، کل قاره آفریقا را دور بزنند تا از تنگه بابالمندب دور بمانند. روشن است که تغییر در معادلات انرژی و قدرت امنیتی منطقه موجب شده که آمریکاییها برای گسترش حملات عربستان به یمن به امید امن شدن تنگه بابالمندب فشار آوردهاند، اما واکنش سریع و موثر حوثیها نشان میدهد هر تغییری در موقعیت نیروهای نظامی در ساحل غربی یمن میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد داشته باشد. حوثیها با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود میتوانند گلوگاه انتقال انرژی عربستان را در مشت بگیرند و از آن اهرمی برای اعمال فشار سنگین بر عربستان و آمریکا وارد کنند و از آنجا که امنیت صادرات انرژی و مسیرهای تجاری عربستان به ثبات منطقه وابسته است، این اهرم برای عربستان تهدیدی مستقیم محسوب میشود. از این زاویه نبرد بر سر مناطق ساحلی یمن را نباید صرفاً نبردی برای تصرف چند شهر یا منطقه دانست؛ مسئله اصلی، کنترل یا تهدید یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان است. با همه اینها تردید نیست که عامل دیگری این معادله را پیچیدهتر کرده است؛ رویارویی ایران و آمریکا و افزایش سطح تنشهای منطقهای. حوثیها در چنین شرایطی میتوانند از موقعیت خود برای افزایش فشار بر متحدان آمریکا استفاده کنند و عربستان نیز نمیتواند نسبت به تبدیل یمن به یک سکوی فشار دائمی علیه خود بیتفاوت بماند.